ما آدم ها از خاك مي آييم. و به خاك هم بر مي گرديم. و گويند آنگاه خود را مي بينيم كه روي خاك اندكي درنگ كرده ايم. انگار كه از اول متعلق به روي خاك نبوده ايم. گويند اگر كسي روي خاك براي «زير خاكي» شدنش زيست، زيستن بي ارزدش و گرنه آرزو كند. كه كاش اصلاً خاك بود!