تبليغاتX
کوچه باریکه
این متن تراکتیه که امروز تو اهواز هنگام برنامه میرحسین پخش شد. نظر شما چیه؟ آیا میرحسین اول نباید دور و بر خودش رو خوب بشناسه بعد ضد رقیبانش صحبت کنه؟

 

بسمه تعالی

برادر میرحسین خوش آمدی

ما را به خاطر داری؟ ما همان دوستان قدیمی شما در استان خوزستانیم؛ همان‌هایی که نخست وزیری شما را در دوران دفاع مقدس خوب به یاد دارند. گفتند قصد داری به خوزستان بیایی و خواستیم به استقبالتان بیاییم. سراغ ستاد شما را گرفتیم، آدرس کسانی را به ما دادند که بسیاری از آنها را خوب می‌شناختیم. همان‌هایی که بعضا جزو مدیران استان بودند و نگذاشتند آب خوش از گلوی مردم خوزستان پایین رود. تنها با مرور کوتاهی بر سابقه‌شان، یادمان آمد که با راه‌اندازی باندهای پیمانکاری در حزب منفعت بنام سازندگی، زالوصفتانه خون مردم را مکیدند؛ به تنها چیزی که فکر کردند حزب، روزنامه، باک و باند خودشان بود و نه مردم! به ناچار با دیدن این مسئولین ستادتان پا پس کشیدیم! اگر ستاد شما اینست، دولت شما چگونه خواهد بود؟! برادر، خوب می‌دانی نمی‌شود با کسانی که آلوده‌ی ظلم به مردم شده‌اند، محرومیت را زدود و خواسته به حق مردم دردکشیده را برطرف کرد. شیشه را با دستمال کثیف نمی‌توان پاک کرد.

برادر میرحسین؛ یک سوال که هنوز جوابش برایمان مبهم است:

شما به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، چرا حالا آمدی؟

با کمی تأمل و بررسی فهمیدیم آقای هاشمی رفسنجانی (ر م ت م ن) شما را تشویق به ورود به میدان کرده است و هم اکنون پشتیبانی همه جانبه می کنند. و حضرت ایشان همزمان آقای خاتمی را نیز در جلسه ای 3 ساعته ترغیب به حضور و پشتیبانی کامل کرده بود!

برادر میرحسین؛ سوال اصلی‌مان این است که چرا آقای هاشمی شما و آقای خاتمی را با هم به میدان فرستاد؟ جواب این سوالمان را گرفتیم و فهمیدیم که صحنه گردان اصلی انتخابات کیست؟! وقتی که آقای خاتمی در فروردین ماه 88 در حسینیه جماران خطاب به خانم اشراقی با ناراحتی تمام گفت:

« با من رو راست نیستند، کسانی که من را دعوت کرده‌اند اکنون آقای میرحسین را هم آورده‌اند!!!! قرارمان این نبود…!»

 

جمعی از دوستان دوران جنگ شما

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 10 بعد از ظهر توسط یاسین |

 

بيانه‌ي انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شهيد چمران اهواز

 

در پي حضور آقاي مهندس ميرحسين موسوي در خوزستان و دانشگاه شهيد چمران اهواز

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

    خوش آمد مي‌گوييم به آقاي مهندس موسوي در ورودشان به خوزستان، خوزستاني كه در دوران دفاع مقدس هم بي‌شك كانون توجه ايشان بود.

    شنيدن خبر كانديداتوري آقاي موسوي موجب خوشحالي ما شد. چراکه از زبان كساني كه سنشان اجازه‌ي درك دوران نخست وزيري ايشان را مي‌دهد شنيده بوديم كه در آن زمان فرهنگ غالب بر جامعه، ايثار، شهادت و عدالت محوري بود. پس با اشتياق مواضع ايشان را دنبال كرديم. اما بررسي مواضع ايشان ما را با تناقضاتي در مشي كنوني ايشان نسبت به آنچه انتظار مي‌رفت مواجه كرد كه اهم آنها را به عرض مي‌رسانيم.

    آقاي موسوي در اولين مصاحبه‌ي خبري خود جريان انقلاب را پس از نخست وزيري خود تا دولت اصلاحات رو به جلو و پس از آن همراه با پسرفت دانسته‌اند. دولت خود ايشان دولتي با شعار عدالت محوري، حمايت از مستضعفان و مبارزه با تبعيض بود. پس آيا ايشان فراموش كرده‌اند اصرار گفتاري و عملي آقاي هاشمي رفسنجاني را در دوران رياست جمهوري‌شان بر تقدم توسعه بر عدالت و نبود گريز از لِه شدن قشر فرودست در مسير اين نوع پيشرفت و امتداد اين گونه ديدگاه و عمل در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي؟

    آقاي موسوي را فردي مي‌بينيم كه معتقد به جامعيت و كمال ديدگاه‌هاي اسلام در تمام زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي و ... است پس حضور پررنگ آقايان حزب كارگزاران همچون حسن مرعشي در ستاد انتخاباتي ايشان كه علناً بيان كرده‌اند كه اسلام نظام اقتصادي ندارد چگونه توجيه‌پذير است؟

    آقاي موسوي را فردي مخلص و خط امامي و پرتلاش براي پيگيري دغدغه‌هاي ولي امر مسلمين مي‌دانيم اما چه رخ داده است كه ايشان در ديدارهاي انتخاباتي خود با سازمان مجاهدين انقلابي پيوند فعاليت انتخاباتي بسته است كه رسماً و علناً بند پيروي از امامت و ولايت، را از اساس‌نامه و مشي سياسي خود حذف كرده‌اند؟

    آقاي موسوي را فردي ساده‌زيست، سالم و دلسوز مردم مي‌شناسيم، اما اين با مشي فعالان و گردانندگان اصلي ستاد انتخاباتي ايشان در خوزستان، آنگونه كه خود از نزديك يافته‌ايم، هرگز همخواني نمي‌كند كه كساني هستند كه به فساد و چپاول در شهر شهره‌ گشته‌اند. افرادي داراي سوابق اثبات شده‌ي اختلاس و تخلفات مالي گسترده، بَعضاً داری سوابق اعتياد و فساد اخلاقي، و حتي ارتباط با گروه‌هاي افراطي قوم‌گراي تجزيه طلب كه دستشان با بمب‌گزاري‌ها به خون پاك مردم اين خطه آلوده است. بي‌شك ايشان از گذشته ی سوء اين افراد بي‌اطلاع نيستند چرا كه اينان داراي سوابق مديريتي در سطوح ارشد،‌ همچون سالها رياست دانشگاه،‌ قائم مقامي سازمان انتقال خون استان و رهبري طيف افراطي تحكيم طيف علامه و ... بوده‌اند. آيا ترديدي وجود دارد كه چنين افرادي هدفي جز احياي پست‌هاي از دست رفته‌ي خود برای چپاول دوباره ی مردم دارند؟ آيا در چنين شرايطي سكوت و ناديد‌انگاري جايز است؟

    ما دانشجويان عضو انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شهيد چمران، اميد آن داریم تا توفيقات الهي شامل حامل ايشان گردد و اين عنصر سليم و مومن نظام، مرزهاي خود را به طور كامل با عناصر بدسابقه و منحرف از خطوط اصلي انقلاب و نظام اسلامي روشن سازد.

 

    و السلام علي من اتبع الهدي

 

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل

 

دانشگاه شهيد چمران اهواز

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط یاسین |

خبر (به نقل از فارس): برگزاري نشست انتخاباتي ميرحسين با اعضاي شوراي مركزي مجاهدين انقلاب

نتيجه ي جلسه: تبديل ستادهاي انتخاباتي سازمان مجاهدين به ستادهاي حمايت از ميرحسين موسوي!!!

 

 

ديگر نشان داد كه ميرحسين 87 همان ميرحسين دفاع مقدس نيست! چطور او مي تواند با حزبي كه بند امامت و ولايت را از اساس نامه اش حذف كرده بر سر يك سفره ي انتخاباتي بنشيند؟؟؟وآیا باید شاهد خاتمی دیگری باشیم؟!    

 

                                 

كجاس آن مواضع انقلابي ضد استبداي و ضد قدرت طلبان بيگانه؟ آيا مي شود به راه امام (ره) پايبند بود و با حزبي عهد انتخاباتي بست كه رسماً پيروي از خط او را از مشي تشكيلاتي خود حذف كرده اند؟

اميد ما نسل هاي امتداد انقلاب از شما جز اين بود آقاي موسوي و بدان كه در پيشگاه الهي شرمنده ي اين موضع ضد خط امامي خود خواهي بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 4 قبل از ظهر توسط یاسین |

سلام.

بابای یکی از دوستان که سرطان داشته، دکتر ها جوابش کرده اند.

 

التماس دعا                                                   

+ نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط یاسین |

گفت: همه ي بچه هاي مهندسي دوم خردادي اند خب! شوراي جديد هم همينطور.

گفتم: هركدام از كانديد هاي شوراي آينده كه ميشوند شوراي ججيد هم اگر اصولگرا نيستند هم الآن كنارند! ما اگر ميخواستيم دوم خردادي باشيم همان زمان پورخرخي و خانلو و تقياني ها و … به اين ذلت تن مي داديم.

عزيزي! ميگفت: دموكراسي تو خونته! فرض كن مي خواي درس بخوني يا تفريح كني. اگر تنبل هم باشي وقتي تو يه جمع ده نفره ي خر خون ها باشي تو هم درس نمي خوني!

                 تا توانی با همه یکرنگ باش                    قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است 


راست مي گفت خدا وكيلي. اما ( يه اماي سياسيه پر ملات ها! )اگر حس زيبايي شناسي و خداشناسيه آدم قوي باشه گول هيبت هاي دروغين جماعت رو نمي خوره.

چنين كسي مي توتند همان بشود كه امام (ره) در باره اش گفت: بهشتي يك امت بود. چون مقابل جماعتي باطل، جماعتي رو به حق مي شوراند!

ولي، خدا وكيلي سخته ها !!! 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط یاسین |

آخرش دیشب هم تا صبح خوابم نبرد كه نبرد. چشم هام رو هم دو ساعت تمام بستم ها! ولي خوابم نبرد.

از فرصتها بايد سوء استفاده كرد. معروف است كه بستر خواب بهترين لانه ي شيطان است! پناه بر خدا.

شنگول بودم امروز از كرده هاي ديشب. چقدر فكرتون خرابه! فكر خراب نكنيد!!! فصلي از كتاب سخنراني هاي شهيد بهشتي رو  تموم كردم. معمار اصلی نظام اسلامی جز دكتر نبوده. آخر كار تشكيلات اسلامی بوده  ها! که تا بود حزبی که " جمهوری اسلامی " بود هم بود و بعدِ رفتنش نه.

 كتاب چاپ مركز اسناد انقلاب است. از سال چهل و نُه تا زمان شهادت همه!!! ی سخنراني هاي دكتر رو داره. هرگز از دست نديد.

 

 

+ نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط یاسین |

 پیشنهاد می کنم فیلم " پدرخوانده 3 " رو ببینید. الآنها فرصتش هم هست. کأنه سیره عملی مشارکتی های خودمان،منتها از نوع ایتالیاییش!!!

جناب رحیم پور یک باری در تلویزیون " مضموناَ " می فرمود: ماجرای جدال با عدالت خواهان عین فیلم ها دائم در تاریخ تکرار می شه. همان زر و زور و تزویر. زمانی ابوسفان، زمانی کوفیان و زمانی هم مشارکتیان!

در زمان پیامبر هم ابوسفیان دست به مبارزه ی مسلحانه با نبی نزد إلا بعد از جلب کاروان مال التجاره ی مکیان به دستور پیامبر. اونجا بود که در مکه فریاد زد ایها الناس همه چیزتان ازدستتان رفت!

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط یاسین |