اشاره: مطالعه حرف هايي از رهبر انقلاب دست مايه اي شد براي نگارش اين نوشته، البته بنا بر برداشت شخصي. پس براي نقد شما بر اين برداشت انتظار مي كشم.
يا حق.
اعتماد به نفس ملي بخصوص در دولت مردان چيزيست كه هميشه نيازمد آنيم و بايد آن را تقويت كنيم. چون مايه توان آنها براي پيشرفت و سازندگي در همه زمينه هاست.
تاكنون هر دولت جمهوري اسلامي، قصد خدمت گزاري را داشته است. در عمل هم برآيند اقداماتش مثبت بوده است. پس برآيند نقد ما هم از او مثبت است و از او حمايت مي كنيم. نتيجه اين كار ما هم اين مي شود كه دولتمردان اعتماد بنفسشان تقويت مي شود.
اما خط قرمز ما براي اين حمايت كجاست؟ وقتي عناصري در دولت نفوذ كنند كه نشان بدهند مي خواهند نظام و اسلام و مسلمين نباشند، آنجا ما هم مي خواهيم كه آنها نباشند! و نه تنها حمايتشان نمي كنيم، آنها را كنار مي زنيم.
تفاوت وظيفه ما براي حمايت از دولت هاي احمدي نژاد و خاتمي و ... را بايد در اثرگذاري اين اطرافيان نفوذي، بر رفتارهاي اين دولت ها جستجو كرد. نگاهي دوباره به حادثه كوي دانشگاه ـ كه دیروز هم سالگرد وقوعش بود ـ شايد برخي نكات را در اين زمينه روشن كند.
( متن این پست، از صحبت های رهبر انقلاب تو دانشگاه امیرکبیر تو سال هفتاد و نهه. با یک نگاه کلی متوجه شدم صحبت ها، تو جو پر شور و تنش اون موقع خیلی کلیدی بوده! تو چند پست بعدی حتما باز هم از این سخنرانی استفاده میکنم. )
امروز يکي از واژههاي رايج، واژه «اصلاحطلبي» است. من در نماز جمعه هم گفتم، بارها هم تکرار کردهام؛ بنده معتقدم اصلاحطلبي جزو ذات انقلاب است. اصلاً انقلاب، يعني يک حرکت بزرگ و رو به جلو، که اين حرکت هرگز ايستايي ندارد و به طور دائم پيشرونده است. اين پيشروندگي يعني همان اصلاحطلبي.
البته اگر امريکاييها بخواهند بيايند به ما درس اصلاحطلبي بدهند و بگويند شما اين کارها را بکنيد تا اصلاحطلب باشيد، بديهي است که ما قبول نميکنيم؛ زيرا آن چيزي که آنها اصلاحطلبي ميدانند، عين ارتجاع به گذشته است.
( رهبر عزیز انقلاب )
"براي ايجاد محيط ديني در دانشگاه از كلمه تعصب نترسيد. هر كسي در دانشگاه ـ فرقي نمي كند كه اين تشكيلات شما يك تشكيلات پزشكي باشد يا غير آن ـ فكرش اين باشد كه اين حرف را رها كنيد و حالا بگذاريد درسشان را بخوانند اين فكر غلط و مردود است.
بايد درسشان را متدين بخوانند. تدين چيزي نيست كه برايش زماني بگذاريم و بگوييم حالا اين مدت درس را بخواند بعد شروع به تدين كند!"
( رهبر عزیز انقلاب )

حسين مرعشي تو سرمقاله سه شنبه يازده تير روزنامه كارگزاران، با عنوان:«تحول اقتتصادي يا از چاله به چاه» اهدف طرح تحول اقتصادي رئيس جمهور احمدي نژاد رو اينها دونسته: يكي «انحراف افكار عمومي و محافل سياسي از مشكلات اقتصادي كشور درعمر سه ساله دولت نهم با طرح يك موضوع جنجال برانگيز» و ديگري «خريد راي براي انتخابات آتي از طريق اختصاص حجم وسيع يارانه به سه يا چهار دهك پايين جامعه»
اولاْ، هر دانشجوي ترم سومي اقتصاد ميدونه كه يارانه درآمدي - هموني كه احمدي نژاد مي خواد بده - تو هدفمندي بهتر از يارانه كالايي عمل ميكنه پس اين كار، به نفع ملته. از طرف هركي اجرا بشه! يا اجراش تا دولت بعدي طول بكشه! دومْا، تو يه نقد منصفانه اول ايراد به كار رمیگیرن و بعد ايراد به مجري كار! درست عكس روند مقاله آقاي مرعشي.
اما متاسفانه، سخنگويي اين آقاي مرعشي براي حزب كارگزران، اين دو گزينه رو به ما ميده:
1- اگر اين سر مقاله غير عالمانه و غير عامدانه نوشته شده، مرعشي لايق سخنگويي حزب نيست.
۲- اگر اين سر مقاله عالمانه و عامدانه نوشته شده، واي بر حزبي كه اين آقا سخنگوش باشه.
رياست دانشگاه بايد رياست علمي باشد ... يعني آن كسي كه در راس دانشگاه هاست، بايد از لحاظ علمي هم طوري باشد كه كساني كه آنجا هستند، اين فرد را به عنوان رئيس قبول داشته باشند، اما علم با عمل، علم با اعتقاد!
طوري نباشد كه آدم بي اعتقادي كه مي خواهد سر به تن اين نظام نباشد، اصلا اعتقادي به اسلام ندارد، يا اسلام را مسخره ميكند ... اين شخص در راس كار بيايد. نه! دستش را بگيريد، كنار بگذاريد.
(رهبر عزیز انقلاب)