1. ظرف 12 ساعت گذشتهي يكهو سرما خوردم! گلوم درد ميكنه، صدام گرفته است، عطسه، سرفه، گرفتگي بيني، تب، حال زار، آب ريزش بيني و ...
2. حكماً حكمت مريضی اينه كه آدم بفهمه بابا«يا اينها الانسان ما غرک بربك الكريم! »
آخه اگه آدم يادش نباشد اصلش چيچي بوده، با فلسفه خدا داشته باشه، باز هم يه جاهايي مي زند تو خاكي كه بابا ماهم بله! و بالاخره ما هم کسی هستیم و بله دیگه!
3. چند وقت پیش كه سر زدم مقبره علي ابن مهزيار اهوازي، حين را ه رفتن روی بندگان خدايي که زير خوابيده بودند، إ ببخشيد، روي بندگاني كه تو قبرشون اون زير خوابيده بودند، گفتم ياسين به وقت توهم اونجا ميري، انوقت چي؟ شروع كردم به فاتحه خوندن مجلسي برای خودم (تو دلم ها !) شادي روح مرحوم مغفور جناب كارشناس افتصادي، حاج محمد ياسين... (هوهو چي چي، هو هو ...!) دبیر سابق... (هوهو چي چي، هو هو ...!) رحم الله من يقرأ الفاتحه مع الصلوات الهم صل علي...(صلوات بر ما يادت نره خواننده!)
جديداً هم كه ديدين ديگه، بعد مرگ هم ملت موقع مثلاً تلقين گويي به مرده مناسب دنیایی طرف رو به جناب عزراییل یادآوری می کنند: جناب مهندس كوفت! ابن زهر مار فلان إي ... به گوش باش!
ای روزگار...
این روزهای پشت کنکوری اینترنت رو بر خودم مکروه کرده ام!!! لذا به شیوه ی عزیز کپی - پیستی بروز میشم
به امید اسفند ماه!
مطلب این پست رو از وبلاگ آهستان از امید حسینی گرفته ام.
يك سوال ساده اما خيلي مهم: چرا جنبش سبز به اين روز افتاده؟ چرا جنبش سبز فراگير نشده است؟ چرا مسالهاي كه در روزهاي تبليغات انتخاباتي تا حدودي توانسته بود مورد استقبال بخشهايي از مردم قرار بگيرد، بعد از انتخابات نتوانست خودش را سرپا نگه دارد؟ بله من هم تبليغات مختلف و پر سر و صداي سبزها را در دنياي مجازي ميبينم، اما خودمان را گول نزنيم، ايران فقط دنياي مجازي نيست و مادامي كه خود را سرگرم دنياي مجازي كنيم و از واقعيات جامعه فرار كنيم، اوضاع هميني است كه ميبينيم.
من در اين نوشته، مثل مطالب قبلي نميخواهم با سبزها دعوا كنم، بلكه اين بار ميخواهم به آنها يك پيشنهاد بدهم، يك پيشنهاد كاملا صادقانه، كه چكار كنند جنبش سبز آنها مردمي شود؟ پيشنهاد از اين بهتر؟
اين روزها، سير نزولي همراهي مردم با جماعت سبز باعث شده كه اصلاحطلبان براي توجيه اين مساله و براي تقويت روحيه سربازان خود، دست به كار شوند و حرفهايي بزنند كه شنيدن آن جالب است. جالب از اين نظر كه خودشان هم گاهي به فراگير نشدن جنبش سبز و نيز عدم همراهي مردم اشاره ميكنند! به عنوان مثال ميتوان به مصاحبه چند روز پيش آقاي محسن آرمين درباره موج سبز اشاره كرد كه با شعار و ادعا سعي كرده بود آبروي از دست رفته اين جنبش موهوم را دوباره جمع و جور كند.
رمين ابتدا جنبش سبز را شكل فراگير و به روز شدهي اصلاحات معرفي و ادعا كرده بود كه جنبش سبز از سطح خواص فراتر رفته و به تودههاي مردم نزديك شده است:
«یکی از دستاوردهای انتخابات اخیر علاوه بر ارتقاء آگاهیهای سیاسی و اجتماعی در سطح جامعه حرکت در قالب جدیدی به نام جنبش سبز بود که اقشار بسیار گستردهای از جامعه را تحت پوشش خود قرار داد… تفاوتی که بین جنبش سبز و حرکت اصلاحی وجود دارد این است که جنبش سبز سطح وسیعتری از اقشار جامعه را پوشش میدهد و فراتر از بخشهای نخبه جامعه است»
اما خود ايشان بعد از آن كه اين همه درباره فراگير شدن جنبش سبز شعار ميدهد و از نفوذ جنبش سبز در ميان اقشار مختلف مردم دم ميزند، حرفهاي خودش را رد ميكند و به يك واقعيت مهم اعتراف ميكند: «جنبش سبز هنوز به یک حرکت تمام تودهای تبدیل نشده است و از سطح طبقه متوسط فراتر نرفته و اقشار پیرامونی و کمتر توسعهیافته را در بر نگرفته است!»
ادامه مطلب رو در ادامه مطلب بخوانید...
تصمیم دارم از این به بعد شماری از پستها رو به مطالب رشته ی تحصیلی ام یعنی اقتصاد اختصاص بدم.
ابتدای این کار را از مقاله ای در باره ی پیام تاریخی امام (ره) درباره حساب 100 مسکن از شماره 11 نشریه راه گرفته ام.
حضرت امام در پیام 31/1/1358 خود بحث مسکن رو اولویت رفع فقر اقتصادی محرومان قرار داد. امام (ره) با اشاره به ریشه داشتن فقر مردم از رژیم پهلوی یک حساب بانکی رو افتتاح می کنند تا خیرین با انفاق های خود بخشی از هزینه ساخت مسکن رو تامین کنند. دولت هم با تأمین زمین از زمین های مصادره ای و سایر امکانات رفاهی، دسترسی ارزان خانوارهای مستضعف را به مسکن فراهم کند.

نکات تحلیلی این پیام رو در ادامه مطلب می تونید بخونید.
قرآن را بست و رفت پیش او:
- بده ببینم چی نوشته...
- بفرمایید! ... حالا چرا اینقدر قرآن میخونی؟
- خب آدم هم بالاخره کاتالوگ داره!

( از وبلاگ دوست عزیزم آقا محمد مبینی )
وزارت کشور: نجار (پاسدار)
وزارت علوم: دانشجو (از وزارت کشور)
.jpg)
می دونید یعنی چی؟
به نظر من یعنی نوید یک تصفیه ی حسابی از آلودگی ها و خار و خاشاک نظام!
چشم به راهیم!
با صحبت با یکی از رفقا کمی سپیده دممان تار شد! می پرسید چرا؟
خبر رسیده "دانشجو" از دار و دسته ی کردان و جناب جاسبی تشریف داشته اند! واویلا!